ميرزا محمد حيدر دوغلات
406
تاريخ رشيدى ( فارسي )
برگشت و اطراف تاشكند را تاخت و باخت كرد و آنچه يافت رفت و روفت . در حدود سيرام به چراخار مواشى پرداخت « 1 » و باقى حالات در محلش بر سبيل ايجاز تقرير خواهد يافت . « 2 » ذكر وقايعى ( 181 پ ) كه بعد از محاربه سوينجك خان روى نمود و رفتن سلطان سعيد خان به قزاق و پيش قاسم خان چون بهار سنه ثمان عشر و تسعمايه شد ، اوزبك شيبان ، كه مقصود از اين اسم ، توابع شاهى بيگ خان است ، در ماوراء النهر استيلا يافتند . هراس ايشان در دل متمكن شد . زمستان را به آن حيله مذكور 306 گذرانيده بودند ، بهار در فكر بود كه چه حيله پردازند و چه كار سازند كه ناگاه خبر توجه قاسم خان پيدا شد . پيش از توجه او ، خان رفته آهنگران كه از مواضع مشهوره تاشكند است تاختند و بنده در آن تاخت همراه بودم . چون سحر بر سر آن مردم ، اهل تاخت رسيدند ، ايشان اموال و اهل و عيال را در جنگل محكم كردند . يك طرف آن آب كلانى بود و يك طرف آن جرى بلند بود كه به غير يك راه نداشت . اهل تاخت را نگذاشتند كه نزديك رسند . خبر به خان آوردند . بنده را به خواجه على سپردند كه عنان مرا نگاه دارد تا به محل مخاطره نروم ، زيرا كه هنوز سن بنده آن قدر نبود كه نيك را از بد تفرقه كردمى و خود را از خطر مصون توانستمى داشت . چون نزديك رسيدند جمعى كثير از پيادههاى تيراندازى ، گوشههاى كمان را بلند ساخته و دل از جان پرداخته راست را خم و چپ را ، راست كرده ايستادهاند . چون نزديك رسيدند ، خان ، بهادران يمين و دلاوران شمال را نواخت و تسلى داد كه در اطلاق عنان مسارعت نبايد نمود و همه يكبارگى حمله بايد برد . و بهادران عنان بر عنان تاخته مىخواستند كه حمله برند . ايشان به ترتيب اين امر شده غافل شدند كه خان يكه و تنها حمله برد و مقصود خان از آن سخن غافل ساختن جمع بوده است . پيش از همه خود را به غنيم رسانيد . سه كس كمين كرده بودند ، هر سه تيرانداز به خان شست را گشاده دادند . از قوت
--> ( 1 ) . نگ : - در حدود . . . پرداخت . ( 2 ) . نگ : + فصل سى و چهارم .